خخخخخخخخخخخ

 

موضوع: بررسی تاثیر دوره پیش دبستانی بر پیشرفت تحصیلی کودکان در دوره ابتدایی

1

آموزش و پرورش پیش دبستانی از جمله نهادهایی است که قادر است از طریق غنی سازی محیطی، کودکان را به تجارب ادراکی و ذهنی جدیدی که احتمالاً در محیط معمولی خانواده برای آنان امکان پذیر نیست راغب نماید. هم چنین در محیطهای مساعد کودکستان است که می توان مجموعه ای از تجارب اجتماعی را هم از طریق رابه با سایر کودکان و هم از طریق یافتن الگوهای جدید مانند مربیان در اختیار آنان قرار دهد.

1-1- بیان مساله

نتایج پژوهش های اخیر حاکی از آن است که ارائه برنامه های پیش دبستانی نه تها موجب افزایش توانایی های ذهنی کودکان می گردد، بلکه اثرات دراز مدتی نیز برسازگاری آنان با محیط کلاس و پیشرفت تحصیلی در دوره دبستان بر جای می گذارد. همانطور که می دانیم برای ایجاد پیشرفت در امور زندگی باید به دورۀ 6 ساله اول زندگی توجه خاصی مبذول شود تا زیر بنای محکمی برای مراحل بعدی پی ریزی گردد.

دانش آموزان  در دوره ی پیش دبستانی ورود به دبستان می شوند. همچنین آموزش هایی می بینند که منجر به جدایی آنها از وابستگی به خانواده می گردد و نیز می آموزند که زندگی فقط محصور به خانواده نیست و باید از تجربه های دیگران استفاده کند.

پیاژه روی این موضوع تاکید می کند که باید به کودک در دوران پیش دبستانی فرصت کافی برای رشد کاربردهای حسی – حرکتی داده شود همچنین توجه وی در کنفرانس بین المللی آموزش عمومی در اوایل سال 1939 معطوف به این است که ضروری است برای کودکان پیش از دبستان وسایل مختلف آموزش حسی و حرکتی فراهم شده و یادگیری خواندن و نوشتن به سالهای اول دبستان موکول شود.

با توجه تحقیقات مختلف صورت گرفته در مورد آموزش پیش دبستانی و اهمیت آن در اینجا این پژوهش مطرح می شود که آیا بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند با دانش آموزانی که این دوره را طی ننموده اند تفاوت معنا داری وجود دارد؟

2-1- ضرورت و اهمیت تحقیق

در پژوهش حاضر نقش مهم آموزش پیش از دبستان در پیشرفت تحصیلی کودکان مورد بررسی قرار می گیرد. آموزش و پرورش کودکستانی اولین مرحله از آموزش و پرورش رسمی است که اهداف و ابزارهای خاص خود را داشته و پایه مهمی برای سایر دوره های آموزش و پرورش عمومی محسوب می شود. این مرحله از آموزش که مخصوص کودکان پنج و شش ساله است دوره آمادگی برای ورود به دبستان یا اصطلاحاً دورۀ پیش دبستانی نامیده می شود و تحت نظارت سازمان آموزش و پرورش است. در این دوره کودکان برای اولین بار از استقلال خویش بهره می گیرند و نقش نهاد خارج از محیط خانواده یعنی مهد کودک در رشد و پرورش و یادگیری کودک اهمیت می یابد و لذا برنامه ریزی منسجم و هدفدار آموزش و پرورش ضرورت بیشتری پیدا می کند.

با توجه به اینکه هرگاه آموزش و معلومات علمی کودکان جویا می شویم والدین از پاسخ دادن عاجزند اظهار دارند که به علت مشاغل خود مشکلاتی که با آنها روبرو هستند دیگر فرصت و توان بحث نمودن با فرزندان خود در این زمینه را ندارند و عده ای هم برای اینکه این مسئولیت را از خود سلب کنند فرزندانشان را به مهد کودک می برند و معتقدند که این رو سبب می شود که کودکانشان خود به خود انرژی لازم را برای ادمه تحصیل کسب کنند و دیگر نیازی به بحث و آموزش والدین خود نداشته باشند.

لذا تصمیم گرفتیم با بررسی هایی که انجام می دهیم دریابیم که این نظرها تا چه اندازه درست است.

آیا واقعاً مهدکودک میتواند نیازهای یک دانش آموز را برآورده سازد؟ یا اینکه عوامل دیگری به غیر از آن بر پیشرفت تحصیلی یک دانش آموز موثر است؟

همچنین از اهداف دیگر این می تواند باشد که:

آیا این مقطع تحصیلی نیازمند توجه بیشتر مسئولین سازمان آموزش و پرورش و مدیران مهد کودک است؟

آیا والدین در رابطه با تاثیر و اهمیت آموزش های کودکستانی به حد کافی آگاه سازی شده اند؟

3-1- اهداف تحقیق

تعلیم و تربیت کودکان خردسال در طول تاریخ بین اقوام مختلف به صورتهای گوناگون مطرح بوده است. این نکته قابل ذکر است که عده ای معتقدند کودک باید با ویژگی ها و نیازهای دوران کودکی مورد تعلیم و تربیت قرار گیرد. اما عده ای به عکس می کوشند که هر چه زودتر کودک را به فرد بزرگسال تبدیل کنند. این دو نگرش همیشه در طول تاریخ وجود داشته است. تا یکی دو قرن گذشته تعلیم و تربیت دوران اولیه کودکی عموماً به عهده خانواده ها و والدین بود. در اروپا از قرن نوزدهم با به وجود آمدن تشکیلات و سازمانهایی به نام کودکستان آموزش و پرورش جدی و رسمی خردسالان آغاز شد.

بطور کلی ابتدا خانواده و بخصوص مادر قادر است که احتیاجات جسمانی و عاطفی و روانی کودک را برآورد سازد ولی به تدریج که کودک رشد می کند ملزم به ایجاد رابطه گسترده تری با دیگران و کسب استقلال فردی، و یادگیری بیشتر می شود. در این مهد کودک اولین محیط آموزش و پرورش غیر از خانواده است که کودک به آن وارد می شود. تاثیراتی که کودکان از این محیط دریافت می کنند، زمینه ساز رفتارها و علایق بعدی آنان در محیط بزرگتر و جامعه خواهد بود.

هدف کلی:

آیا دانش آموزی که به مهد کودک رفته نسبت به دانش آموزی که به مهد کودک نرفته است برتری دارد یا نه و اگر دارد چگونه و تا چه حد اندازه رفتن به مهد کودک بر دانش آموز تاثیر داشته است؟

هدف اختصاصی:

با توجه به نظرات متفاوت و مختلفی که افراد و والدین در جامعه در مورد کودک و پیشرفت در مدارس و همچنین کودکستان در رابطه با پیشرفت تحصیلی دانش آموز وجود دارد، سعی بر این شده تا این نظرات بررسی شده و مشخص شود آیا این نظرات را می توانیم مورد قبول قرار دهیم یا خیر؟ و ببینیم که آیا کودکستان می تواند در رابطه با پیشرفت تحصیلی کودک موثر باشد؟

4-1- تعریف اصطلاحات تحقیق

پیشرفت تحصیلی: منظور از پیشرفت تحصیلی در تحقیق حاضر عبارت است از مجموع میانگین نمرات دانش آموزان کلاس اول ابتدایی که دوره پیش دبستانی را طی کرده اند.

دوره پیش دبستانی یا آمادگی: سالهای پنجم و ششم زندگی کودک را سالهای کودکستانی و دورۀ آمادگی برای ورود به دبستان یا دوره پیش دبستانی می نماییم.

6-1- فرضیه تحقیق

کودکانی که دوره ی پیش دبستانی را طی نموده اند در مقایسه با کودکانی که این دوره را طی نکرده اند در دروس ریاضی، املا و فارسی از پیشرفت تحصیلی بالاتری برخوردارند.

1-    تاریخچه آموزش در دوران کودکی در جهان

در ایالات متحده در نتیجه مطالعاتی دهه 1920 مهد کودکهای آزمایشگاهی وابسته به دانشگاه بوجود آمد. مهد کودکهایی با همکاری مادران ایجاد شد که به آنها کمک می کرد درباره کودک و پرورش کودک آموزش ببینند. این مهد کودکها محیطهایی بودند که مادران در آن می توانستند تجربیات خود را تبادل کنند. برنامه یاجاد مهد کودک های دولتی در دهه 1930 بخشی از اقداماتی بود که برای گروه های مربیان بیکار، کار فراهم می کرد.

در دهه ی 1960 توجه ملی اثرات ویرانگر و همیشگی جنگ جلب شد. دولت برای این برنامه سرآغاز و انجمنهای خیریه دیگر بودجه ای اختصاصی داد که از طریق آن به کودکان فقیر همان مواد مقوی داده شود که والدین طبقه متوسط در مهد کودکهای خصوصی یا کودکستانها بابت آن پول پرداخت می کنند. از آنجا یکی از اهداف آموزش خردسالان آماده سازی آنها برای موفقیت تحصیلی و اجتماعی آنها شد. تاکید بر رشد شناختی، زبانی و تحصیلی جانشین تاکید بر رشد جسمانی، اجتماعی و عاطفی که در گذشته محور اصلی برنامه های مطالعه کودکان، کارآموزی مربیان و والدین یا صرفاً مراقبت از کودکان بود.

برنامه مهد کودک های اولیه تا حدی از عقاید اریکسون (1950) ناشی شده بود، اریکسون ادامه دهنده راه فروید بود، به نیاز کودکان برای رسیدن به رشد اجتماعی اهمیت می داد. به عقیده او سازگاری اجتماعی و عاطفی هر فرد و کارآیی شخصی او در بزرگسالی به آموزشهای خردسالی در زمینه اعتقاد بنیادی، استقلال شخصی، ابتکار و اهمیتی که فرد برای خود قائل است بستگی دارد. بنابراین نظامهای آموزشی اولیه طوری برنامه ریزی شده بودند که کودکان را تشویق به ابزار وجود کنند، به اکتشاف محیط به پردازد و هر مسئله اجتماعی که احتمالاً برایشان به وجود می آید حل کنند. در این نظامها والدین و مربیان نباید کودک را بدون جهت محدود کنند یا مدام تشویق نمایند.

به هر حال تاکید بر هر چه باشد برای خدمت هر چه شایسته تر به کودکان، همه برنامه ها باید در تمامی حوزه های رشد وسایل یادگیری را فراهم کنند حتی اگر تاکید خاصی نیز در کار نباشد، همه برنامه ها باید در حوزه های رشد و آموزش لازم را برای کودکان فراهم کنند. کودکان با انگیزه خود جوشی که برای آموختن و رسیدن انواع مهارتها دارند فرصتهای لازم را به وجود آورند.

2-    تاریخچه آموزش پیش دبستانی در ایران

در ایران آموزش پیش دبستانی به عهده مکتب خانه ها بود. آموزش دختران به عهده زنان بود که در منازل خود و در حد ابتدایی آموزش می دیدند. از سال 1290 اولین قانون معارف برای آموزش ابتدایی تصویب شد و در سال 1310 به طور فعال مدارسی شروع به کار  کردند. اولین کودکستان در ایران توسط میسیونرهای مذهبی تاسیس شده است که دو خانم به نامهای «سروژیان»، «خانزاریان» ارمنی اداره کننده این مراکز در تهران و تبریز بودند.

از بین ایرانیان نخستین کسی که اسلوب جدیدی در تعلیم و تربیت نوآموزان بکار برد، میرزا حسن رشدیه بود که با تحمل رنج و خسارات فراوان بنیاد این کار خیر را گذارد و از نیم قرن پیش به این طرف به همت والای عده ای از آموزگاران دلسوز با تجربه از جمله جبار عسکریان معروف به باغچه بان در سال 1303 ﻫ. ش
+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 11:6  توسط همکار  |